خرید بک لینک
دلم میخواست ده هزار کتاب خوانده بودم تا میتوانستم سخن زیبایی بگویم به تو در این لحظه...

برچسب: نویسنده: ایلیا نجفی تاريخ: شنبه 4 بهمن 1399 ساعت: 20:56

عهد کردم دوستت نداشته باشم
اما برابر این تصمیم بزرگ
خود را باختم
عهد کردم بازنگردم
بازگشتم
عهد کردم نمیرم از دلتنگی
مُردم
بارها عهد کردم
بارها تصمیم گرفتم بروم
یاد ندارم رفته باشم

برچسب: نویسنده: ایلیا نجفی تاريخ: شنبه 4 بهمن 1399 ساعت: 20:56

خاکستری خاکستری خاکستریصبح ، مه ، بارانابر ، نگاه ، خاطرهدر من ترانه ای نبود تو خواندیدر من آینه ای نبود تو دیدیریشه ای بودم در خوابِ خاک های متبرکبی باران در نگاه تو سبز شدمبرقی از چشمانت برخاستنگاهم

برچسب: نویسنده: ایلیا نجفی تاريخ: شنبه 4 بهمن 1399 ساعت: 20:56

سفر دور دنیا سفری ناچیز است در برابر سفری که همراهِ تو می روم هر روز بیشتر هر روز افزون تر دوستت دارم سقفِ من جایی ست که تو زندگی می کنی #ژان_کوکتو

برچسب: نویسنده: ایلیا نجفی تاريخ: شنبه 4 بهمن 1399 ساعت: 20:56

از میان همه شغل های جهان
عاشقی را برگزیدم
که شغلی تمام وقت است
کارفرمایی به جز خداوند ندارم
وهمکارم با درخت که می روید
و با خورشید که می تابد
و با زمین که می گردد
همه روزها روز عشق است
و نه پنج شنبه ها تعطیلم
و نه جمعه ها
شغلم حقوق ثابتی ندارد
بیمه و بازنشستگی هم
اما تا بخواهی مزایا دارد
و چه مزیتی از آن بالاتر
که کارمند کوچکی باشی
در سازمانی که خدا اداره اش می کند

#عرفان_نظرآهاری

برچسب: نویسنده: ایلیا نجفی تاريخ: شنبه 4 بهمن 1399 ساعت: 20:56

صفحه بندی